استقرار یک Monitoring System جامع و کارآمد در قلب زیرساخت فنآوری اطلاعات (IT) هر سازمان، یک ضرورت Strategic و نه یک گزینه لوکس محسوب میشود. در محیطهای عملیاتی مدرن که وابستگی به Serviceهای شبکه و دسترسپذیری (Availability) آنها حیاتی است، Monitoring به عنوان اولین خط دفاعی در برابر اختلالات عمل میکند. این مقاله تخصصی، اهمیت حیاتی پیادهسازی زیرساخت Monitoring شبکه را تبیین کرده و با تمرکز بر "اثر بصری" (Visual Impact) دادههای جمعآوری شده، لزوم تامین بودجه جهت خرید و نصب Organizational Display/Monitor جهت نمایش دائم Network Status Dashboard را برای مدیران ارشد سازمان توجیه میکند.
این مقاله نقش، مسئولیتها و معیارهای عملکرد (KPI) یک مدیر مرکز عملیات شبکه (NOC Manager) را از منظر فنی، عملیاتی و مدیریتی تشریح میکند. هدف ارائه یک مرجع عملی برای راهاندازی، هدایت و بهینه سازی عملیات 24x7 شبکه و Serviceها با تکیه بر روی بهترین شیوهها، فرآیندها و شاخصهای قابل اندازهگیری است.
1- جایگاه و هدف کلی نقش
مدیر NOC مسئول تضمین دسترسپذیری، پایداری و کیفیت Serviceهای شبکه و زیرساختهای مرتبط است. این نقش پل بین عملیات روزمره، تیمهای مهندسی، مدیریت فنآوری و ذینفعان کسب و کار است و باید ساز و کارهایی ایجاد کند تا رخدادها به سرعت شناسایی، ارزیابی، رفع و گزارشی شوند.
امروزه یکی از اصلی ترین و مهمترین راهکارها در مدیریت شبکه های بزرگ، پیاده سازی ساختارهای مرکز عملیات شبکه و امنیت NOC و SOC می باشد. این سیستم برای سازمانها، امکان مدیریت هر چه آسانتر تجهیزات، سرویسها و همچنین مقابله با رخدادهای امنیتی را فراهم آورده و تدوین سیاستهای کلان در جهت بهبود سرویس دهی و خدمت رسانی هر چه بهتر را برای مدیران شبکه امکان پذیر می سازد. همچنین این سیستم امکان تشخیص صحیح و به موقع از رخدادها را با توجه به خروجیهای ایجاد شده، میسر ساخته و سازمانها را در جهت کاهش خطا و بالا رفتن ضریب تصمیم گیریهای صحیح، یاری می رساند. پیاده سازی این ساختار، مستلزم شناخت کافی از ابزار و نرم افزارهای مختلف و همچنین آنالیز دقیق از نیاز سازمانها و شرکتهای بزرگ می باشد.
امروزه یکی از اصلی ترین و مهمترین راهکارها در مدیریت شبکه های بزرگ، پیاده سازی ساختارهای مرکز عملیات شبکه و امنیت NOC و SOC می باشد. این سیستم برای سازمانها، امکان مدیریت هر چه آسان تر تجهیزات، سرویسها و همچنین مقابله با رخدادهای امنیتی را فراهم آورده و تدوین سیاستهای کلان در جهت بهبود سرویس دهی و خدمت رسانی هر چه بهتر را برای مدیران شبکه امکان پذیر می سازد. همچنین این سیستم امکان تشخیص صحیح و به موقع از رخدادها را با توجه به خروجیهای ایجاد شده، میسر ساخته و سازمانها را در جهت کاهش خطا و بالا رفتن ضریب تصمیم گیریهای صحیح، یاری می رساند. پیاده سازی این ساختار، مستلزم شناخت کافی از ابزار و نرم افزارهای مختلف و همچنین آنالیز دقیق از نیاز سازمانها و شرکتهای بزرگ می باشد. استفاده از ابزار و نرم افزارها در این حوزه، مستلزم شناخت کامل در جهت یکپارچه سازی و مدیریت آنها می باشد. در غیر این صورت سازمانها از تمامی امکانات این سیستم بهرمند نشده و ممکن است در بلند مدت به دلیل پیچیدگی در راهبری و یا استفاده غیر علمی و مغایر با استانداردها، این راهکار کمک چندانی به بهبود عملکرد شبکه سازمانها ننماید.
سازمان ها و مدیران شبکه همواره با یک چالش جدی در انتخاب یک نرم افزار مانیتورینگ برای شبکه خود روبرو هستند. سامانه های مانیتورینگ به دلیل داشتن ویژگی های متعدد و متفاوت از یک طرف و همچنین نیازهای خاص یک سازمان یا شرکت مانند وسعت شبکه های سازمانی، تعدد نودهای شبکه، توسعه و مقیاس پذیری شبکه و سامانه های مستقر در آن و همچنین وجود شبکه های داخلی و خارجی و اتصال شبکه ها به اینترنت و وجود سرورهای مختلف از طرف دیگر باعث شده که متخصصین شبکه را برای تصمیم گیری به منظور انتخاب سامانه مانیتورینگ با سردرگمی مواجه کند. توجه به ویژگی ها و مشخصات سامانه های مانیتورینگ در تصمیم گیری بسیار مهم و حیاتی است چرا که یک سامانه مانیتورینگ حرفه ای و مناسب با پشتیبانی از فناوری های نوین، سیستم های مجازی سازی، انعطاف پذیری، توسعه پذیری و توزیع پذیری می تواند نقش بسیار مهمی را در عملکرد و فعالیت شبکه و سامانه های آن ایفا نماید. در این مقاله به فاکتورهای انتخاب یک سامانه مانیتورینگ، متناسب با شبکه سازمانی پرداخته می شود.